تبلیغات
رویای خاموش - زاینده رود ترخیص شد...

زاینده رود ترخیص شد...



زاینده رود مرده ام بار دگر هم جان گرفت،
بهمن برای دردمان، یک نسخه ی درمان گرفت!

در این زمستان و خزان، در فصل باران و جنون،
لبهای خشک اصفهان، بوی نم باران گرفت.

بر چهره های غم زده، لبخند گرمی سرزده،
درد غم و آشفتگی، در جوشش سامان گرفت.

پل ها ترک برداشته، از داغ دوری و فراق،
شکر خدا، زاینده رود ترخیص از زندان گرفت!

رگهای خشک اصفهان پر شد ز خون زندگی،
وقتی که قلب اصفهان با این تپش ها جان گرفت...
" زهرا سادات احمدی"






[ چهارشنبه 6 بهمن 1395 ] [ 09:45 ق.ظ ] [ ♥یه عاشق♥ ]