تبلیغات
رویای خاموش - مخاطب خاصم خواهروخواهرزاده م ...

مخاطب خاصم خواهروخواهرزاده م ...

امروز بیشتر از هرزمانی دلتنگت شدم .
وقتی بیدار شدم تموم صحنه های 13 سال پیش جلوی چشمام زنده شدن.
 از اخبار تلویزیون ، زلزله بم، آمار کشته شدگان، تصاویر دلخراش از گوشه گوشه ی بم
گوشی های دردست ما و تماس هایی نافرجام...
 تماس هایی که با دلشوره فراوون گرفتیم ولی اونور خط جوابگویی نبود
چرا که  تو و دختر دوماهت سحر به خواب ابدی رفته بودین.
 اومدن بابا با اولین هواپیمای اونروز بطور اورژانسی،
پیدا کردن شما دوتا زیر آوار در حالی که سحر رو در بغل داشتی...
حکمت خدا رو میبینی از اون خونه فقط باید یه تکه سقف
بالای تخت شما میریخت؟؟؟ کل خونه سالم بمونه دوستاتون که شب
 اونجا خوابیدن همه زنده بمونن فقط شما برین؟؟؟ حکمت خدا این بود؟؟؟
 دقیقا شوهرت دوروز قبل بره ماموریت؟ سحر تو دوماهگی پر بکشه بره؟
تو تو20 سالگی پرپر شی؟؟؟ مادر35 ساله ت یه روزه بشه 50 ساله؟؟؟
ما به درک... جواب اون داداش کوچولوی10سالت که جونش
به جونت بسته بود رو میدونی چجوری دادیم؟؟؟
اشک برادر15 ساله ت رو
بعد یکماه با شیشه پستونک سحر تونستیم بلاخره درآریم
 بعد یه ماه سکوتش رو شکست و برات اشک ریخت...
روزای سختی بود. نبودنت خیلی سنگین بود. تموم محل برات سیاه پوش شدن ...
 ادامه بدم حرف زیاده خواهری فقط بدون هیچوقت فراموشت نکردیم...
 هیچوقت...
امروز از صبح با منی ...
تموم روز در کنارم حس ت کردم فقط نمیدونم چرا دلخوری...
 من بیوفایی نکردم بیوفا نباش و به دیدنم بیا...



[ یکشنبه 5 دی 1395 ] [ 04:09 ب.ظ ] [ ♥یه عاشق♥ ]