رویای خاموش
این وبلاگ با احترام فراوون تقدیم به کسی که شده همه امید من برا زندگی
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

از حوالی دلم که میگذری اهسته رد شو

با هــزار بدبخـتی دلتـنگیم را خوابـاند ه ام ...!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 17 خرداد 1394 :: نویسنده : ♥یه عاشق♥

پیرمردی ضعیف و رنجور تصمیم گرفت با پسر و عروس و
 نوه ی چهارساله اش زندگی کند. دستان پیرمرد می لرزید،
چشمانش تار شده بود و گام هایش مردد و لرزان بود.

اعضای خانواده هر شب برای خوردن شام دور هم
جمع می شدنداما دستان لرزان پدربزرگ و ضعف چشمانش
 خوردن غذا را برایش مشکل می ساخت.
 نخود فرنگی ها از توی قاشقش قل می خوردند و روی زمین می ریختند.
یا وقتی لیوان را می گرفت شیر از داخل آن به روی میز می ریخت.
 پسر و عروسش از آن همه ریخت و پاش کلافه شدند.

پسر گفت باید فکری برای پدربزرگ کرد.
 به قدر کافی ریختن شیر و غذا خوردن پر سروصدا
و ریختن غذا بر روی زمین را تحمل کرده ام.
پس زن و شوهر برای پیر مرد در گوشه ای از اتاق میز کوچکی قرار دادند.
در آنجا پیر مرد به تنهایی غذایش را می خورد.
در حالی که سایر اعضای خانواده سر میز از غذایشان لذت می بردند
و از آنجا که پیرمرد یکی دو ظرف را شکسته بود،
حالا در کاسه ای چوبی به او غذا می دادند.

گهگاه آنها که چشمشان به پیرمرد می افتاد و متوجه می شدند
همچنان که در تنهایی غذا می خورد، چشمانش پر از اشک است.
 اما تنها چیزی که این پسر و عروس به زبان می آوردند تذکرهای
 تند و گزنده بود که موقع افتادن چنگال یا ریختن غذا به او می دادند.

اما کودک ۴ ساله شان در سکوت شاهد تمام آن رفتارها بود.
یک شب قبل از شام مرد جوان پسرش را سرگرم بازی با تکه های چوبی
دید که روی زمین ریخته بود. پس با مهربانی از اوپرسید:
پسرم داری چی می سازی؟
پسرک هم با ملایمت جواب داد: یک کاسه ی چوبی کوچک.
 تا وقتی بزرگ شدم با اون به تو و مامان غذا بدم.
و بعد لبخندی زد و به کارش ادامه داد.
مراقب رفتار و اعمال خود باشید...




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 8 شهریور 1395 :: نویسنده : ♥یه عاشق♥


عجب حرفی زده نماینده خرمشهر در مجلس!!

موقع جنگ ، جوان پانزده ، شانزده ساله را
می فرستادید خط مقدم و می گفتید شجاع است...
او میشد فرمانده نخبه عملیات ، میشد حسن باقری‌ها...

اما الان...!
الان حاضر نیستید از یک شغل از چندین شغل خود بگذرید
 و جایتان را به جوانی بدهید تا خودش را ثابت کند
 و می گویید بی‌تجربه است...!!!

چطور آنوقت که می خواست دم تیر برود شجاع بود و با ‌تجربه؟
اما الان که میخواهد روی صندلی بنشیند ترسو هست و کم ‌تجربه؟؟؟!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 2 شهریور 1395 :: نویسنده : ♥یه عاشق♥


معبودا
مرا به بزرگی چیز هایی که
داده ای آگاه و راضی کن
تا کوچکی چیز هایی که ندارم ،
آرامشم را بر هم نزند





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 31 مرداد 1395 :: نویسنده : ♥یه عاشق♥
جمله ای را که باید با طلا نوشت:

آدمها:
قند را می شکنند تا از حلاوتش بهره گیرند
رکورد را می شکنند تا به افتخارش برسند
هیزم را می شکنند تا به گرمای آتش برسند
غرور را می شکنند تا به افتادگی برسند

سکوت را می شکنند به آوازی برسند......
برای همه شکستن هایشان دلایل خوبی دارند آدمها ....
هنوز نفهمیدم چرا

 آدمها" دل" میشکنند؟؟






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 10 مرداد 1395 :: نویسنده : ♥یه عاشق♥
زندگی را …
گر توانستی به کام یک نفر شیرین کنی
یا توانستی زمین تشنه ای را سرخوش از باران کنی
گر توانستی تو یک مرغ گرفتار از قفس بیرون کنی
یا توانستی که دیوار اسارت از بنا ویران کنی
گر توانستی به خوان رنگی ات یک رهگذر مهمان کنی
یا توانستی بدون حاجتی هم ذکر آن یزدان کنی
گر توانستی لباس بی ریای عاشقی بر تن کنی
میتوانی آن زمان فریاد انسان بودنت را
بر سر هر کوی و هر برزن ،زنی...





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 5 مرداد 1395 :: نویسنده : ♥یه عاشق♥
به بهلول گفتندمیخواهی قاضےشوی؟
گفت نه گفتند:چرا؟
گفت نمیخواهم نادانےمیان دوداناباشم
زیراشاکےومتهم
اصل ماجرا را میدانند
و من ساده بایدحقیقت راحدس بزنم.






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 4 مرداد 1395 :: نویسنده : ♥یه عاشق♥
چند توصیۀ بسیار زیبا از "پیکاسو" برای آرامسازی:

اوّل : تمام عددهای غیرضروری را از زندگیت بیرون بریز!!!!
این عددها شامل؛ سن، قد، وزن و سایز هستند....
دوّم: با دوستان شاد و سرحال معاشرت کن...
سوّم: به آموختن ادامه بده و همیشه مشغول یادگیری باش...
چهارم: تا می توانی بخند...
پنجم: وقتی اشک هایت سرازیر می شوند؛
 آن را بپذیر! تحمل کن! و به پیشروی ادامه بده...

ششم: رنگ های مشکی و خاکستری و تیره را از زندگیت پاک کن...
هفتم: احساساتت را بیان کن، تا هیچ وقت زیبایی هایی را که
 احاطه ات کرده اند را از دست ندهی...

هشتم: شادی هایت را به اطرافت پراکنده کن...
نهم: با حدّ و حصرهایی که گذشته به تو تحمیل کرده مبارزه كن...
دهم : از بهترین سرمایه ات که سلامتی ات است؛ بهره ببر...
یازدهم: از جاده خارج شو و از شهر و کشورهای غریب دیدن کن...
دوازدهم: روی خاطرات بد توقف نکن فراموشش کن...
سیزدهم: هیچ فرصتی را برای گفتن دوستت دارم
 به آن هایی که دوستشان داری، از دست نده...

چهارده: همیشه به خودت بگو که: زندگی تعداد دم و بازدم های مکرر نیست،
 بلکه لحظاتی است که،قلبم" می تپد برای دوست داشتن






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 4 مرداد 1395 :: نویسنده : ♥یه عاشق♥
اگر به من بگویند زیباترین واژه ای که یادگرفتی چیست؟

میگویم "پذیرش" است

 پذیرش یعنی پذیرفتن شرایط با تمام سختی هاش

پذیرش یعنی پذیرفتن ادم ها با تمام نقص هاشون

 پذیرش یعنیپذیرفتن اینکه مشکلات هست و باید به مسیر ادامه داد

 پذیرش یعنی پذیرفتن اینکه گاهی من هم اشتباه میکنم

 پذیرش یعنی پذیرفتن اینکه من کامل نیستم

 پذیرش یعنی پذیرفتن اینکه هیچ کس مسئول زندگی من نیست

 پذیرش یعنی پذیرفتن اینکه انتظار از دیگران نداشتن

 داشتن پذیرش توی زندگی یعنی
 پایان دادن به تمام دعواها ، اختلاف ها و جدل ها.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 4 مرداد 1395 :: نویسنده : ♥یه عاشق♥
در سمیناری به حضار گفته شد
اسم خود را روی بادکنکی بنویسید .

همه اینکار را انجام دادند و
تمام بادکنک ها درون اتاقی دیگر قرار داده شد .


اعلام شد که هر کس بادکنک خود را ظرف 5 دقیقه پیدا کند .

همه به سمت اتاق مذکور رفتند و با شتاب
و هرج و مرج به دنبال بادکنک خود گشتند

ولی هیچکس نتوانست بادکنک خود را پیدا کند .
دوباره اعلام شد که این بار هر کس
بادکنکی که برمیدارد به صاحبش دهد .

طولی نکشید که همه بادکنک خود را یافتند .

دوباره بلندگو به صدا درآمد:
 این کار دقیقاً زندگی ماست .

وقتی تنها
 به دنبال شادی خودمان هستیم به شادی نخواهیم رسید .

در حالی که شادی ما در شادی دیگران است .  
شما شادی را به دیگران هدیه دهید
و شاهد آمدن شادی به سمت خود باشید ...






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 4 مرداد 1395 :: نویسنده : ♥یه عاشق♥
✿ دیالوگی ماندگاز از پـرویز پــرستویی عزیز
می گویند ...
به زنان نباید بال و پر داد، می پرند!
اما زنان فقط پروازهای عاشقانه را دوست دارند، بی دلیل نمی پرند...

می گویند...
به زن نگویید دوستت دارم، خودش را می گیرد!
اما زنان ( فقط ) دستان عشقشان را می گیرند و می گویند ،دوستشان دارند...

می گویند ...
نباید به زنان توجه زیاد کرد، خودشان را گم می کنند!
اما زنان وقتی گم می شوند که عشقشان بی توجهی کند...

زن جنس عجیبی است!
چشم هایش را که می بندی، دید دلش بیشتر می شود...
دلش را که می شکنی باران لطافت از چشم هایش سرازیر...
زن انگار آفریده شده تا روی عشق را کم کند!!!




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 2 مرداد 1395 :: نویسنده : ♥یه عاشق♥


وقتی کارت ملی شهید برای شهادتش صادر شد
سردارشهید دادالله شیبانی اولین شهیدمدافع حرم شیراز
ولادت:۱تیر۴۷
شهادت:۲تیر۹۳
تاریخ انقضای کارت ملی شهید: ۲تیر۹۳





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 24 تیر 1395 :: نویسنده : ♥یه عاشق♥


"حاج رجب"

28 ﺳﺎﻝ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻧﺘﻮﺍﻧﺴﺘﻪ ﻟﻘﻤﻪ ﻏﺬﺍﯾﯽ ﺩﺭ ﺩﻫﺎﻧﺶ ﺑﮕﺬﺍﺭﺩ ،
ﻓﻘﻂ ﺑﺎ ﻧﯽ ﻏﺬﺍ ﻣﯽ ﺧﻮﺭﺩ .

ﺻﻮﺭﺗﺶ ﺭﺍ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻇﻬﺮﯼ ﺳﻮﺯﺍﻥ
ﺩﺍﺷﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﺯﻣﻨﺪﮔﺎﻥ ﯾﺦ ﻣﯽ ﺷﮑﺴﺖ ، ﻫﻤﺎﻥ ﻭﻗﺖ ﺑﻮﺩ
 ﮐﻪ ﺧﻤﭙﺎﺭﻩ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺗﺶ ﺧﻮﺭﺩ ﻭ او جانباز شد .

ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﺯﯾﺎﺭﺕ ﺑﻪ ﺣﺮﻡ ﺍﻣﺎﻡ ﺭﺿﺎ
ﺑﺮﻭﺩ ، ﻫﻤﻪ ﺑﺎ ﺩﯾﺪﻧﺶ ﻓﺮﺍﺭ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ و ﻣﯽ ﺗﺮﺳﻨﺪ .
ﺍﻭ ﻫﺮ ﺑﺎﺭ ﮐﻪ ﻣﯿﺒﯿﻨﺪ 70 ﺩﺭ ﺻﺪ ﺟﺎﻧﺶ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﻣﻤﻠﮑﺖ داده ﻭ
 ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺑﺎ ﺍﻭ ﺑﯽ ﻣﻬﺮﯼ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ، ﺩﺭ ﺧﻮﺩ ﻣﯽ ﺷﮑﻨﺪ .

ﻫﻤﺴﺮﺵ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ :‏
" ﻫﺮﺑﺎﺭ ﮐﻪ ﮐﺴﯽ ﺍﺯ ﻫﻤﺴﺮﻡ ﻭﺣﺸﺖ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﭘﺎ ﺑﻪ ﻓﺮﺍﺭ ﻣﯽﮔﺬﺍﺭﺩ،
ﺭﻭﺣﯿﻪ ﺍﻭ ﺑﻪ ﻫﻢ ﻣﯽﺭﯾﺰﺩ ﻭ ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺧﺎﻃﺮ ﮔﺎﻫﯽ ﺗﺎ ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯ
ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻪ ﺧﺎﺭﺝ ﻧﻤﯽﺷﻮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﮔﻮﺷﻪﺍﯼ ﺍﺯ ﺍﺗﺎﻕ ﻣﯽﻧﺸﯿﻨﺪ ﻭ
ﺑﻪ ﭘﻮﺗﯿﻦﻫﺎ ﻭ ﻟﺒﺎﺱ
ﺭﺯﻣﺶ ﭼﺸﻢ ﻣﯽﺩﻭﺯﺩ .‏ "
ﺣﺎﺝ ﺭﺟﺐ ﺩﺭ ﺳﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﺍﺯ ﻣﺎ ﻫﻨﻮﺯ ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﻧﯿﺎﻣﺪﻩ ﺑﻮﺩﯾﻢ،
ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﺍﺵ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩ،ﺍﻭ 28 ﺳﺎﻝ ﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﺳﺨﺘﯽ ﻧﻔﺲ ﻣﯽ ﮐﺸﺪ
 ﺗﺎ ﻣﻦ ﻭ ﺗﻮ ﺭﺍﺣﺖ ﻧﻔﺲ ﺑﮑﺸﯿﻢ .

ﮐﺴﯽ ﭼﻪ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺪ، ﺷﺎﯾﺪ ﺣﺎﺝ ﺭﺟﺐ ﻣﺤﻤﺪﺯﺍﺩﻩ ﻫﻢ
ﺷﺐﻫﺎ ﭼﺸﻤﺎﻧﺶ ﺧﯿﺲ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ...





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 10 تیر 1395 :: نویسنده : ♥یه عاشق♥
دلم که میگیرد " مُجیر " را باز میکنم
"سُبحانَکَ یا اللهُ،تَعالَیتَ یا رَحمنُ"
     " اَجِرنا مِنَ النارِ یا مُجیر"
کم کم،معصیت هایم از ذهنم عبور می کند
      اشک،اشک ، اشک ، اشک
دانه های مروارید اشک هایم را به نخ میکشم
وقتی به صد و یکی رسید نخ را گره میزنم
شروع میکنم:
  " استغفرالله ربی و اتوب علیه " اما مگر
معصیت های من با یک دور تسبیح پاک میشود؟
تو نگاهم کردی،گناه کردم..گفتی : توبه کن !!
 اما نکردم... گفته بودی :
" شما را نیافریدم مگر برای عبادت "
 در حالی که دوباره  توبه شکستم ...
اما تو باز هم روزی ام را نبریدی ...
        خندیدم و شکر نگفتم :
      سالم بودم و سجده نکردم ...
اما بعد از هر قطره اشک شکایت کردم ...
     باز نگاهم کردی و خندیدی
ناشکرتر از من نیافریدی، نه؟؟؟؟
   "سُبحانَکَ یا سَیِّدی، یا مَولی "
     " اَجِرنا مِنَ النارِ یا مُجیر"
ای مولای من معصیت هایم بسیار است.
       اما تو آن بخشندهء مهربانی
        " یا رَفیقَ مَن لا رَفیقَ لهُ "
      " یا حَبیبَ مَن لا حبیبَ لَه "
جز خودت چه کسی رفیقم خواهد شد؟
     " من که جز تو کسی را ندارم "
اگر تو هم نبخشی به چه کسی پناه ببرم؟
          " تنها پناه بی پناهان "
  الهی العفو  الهی العفو  الهی العفو

" خدایا " در این ماه عزیز از تو میخواهم
  ما را جزء      " مرحومین "
               قرار دهی نه   "محرومین "

          " آمین یا رب العالمین "
        
         **التماس دعا**





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 8 تیر 1395 :: نویسنده : ♥یه عاشق♥
زمان SMS ارومتر بودیم!
شاید چون هزینه پرداختی هر پیام رو میدونستیم...
 الکی و رو هوا حرف نمیزدیم.

 اگر هم یکی پیام میداد میدونستیم براش مهم هستیم.
این چَت کردنا باعث شده پیاما بی ارزش بشن.
هرچی دلمون می خواد میگیم و حواسمون نیس
 بعدش ممکنه یه آدم و ویرون کنیم با حرفامون.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 8 تیر 1395 :: نویسنده : ♥یه عاشق♥
بارالها….
از كوی تو بیرون نشود
 پای خیالم
نكند فرق به حالم ....
چه برانی،
چه بخوانی….
 چه به اوجم برسانی
چه به خاكم بكشانی….
 نه من آنم كه برنجم
نه تو آنی كه برانی....
نه من آنم كه ز فیض نگهت چشم بپوشم
نه تو آنی كه گدا را ننوازی به نگاهی
در اگر باز نگردد….
نروم باز به جایی
پشت دیوار نشینم چو گدا بر سر راهی
كس به غیر از تو نخواهم
چه بخواهی چه نخواهی
باز كن در كه جز این خانه مرا نیست پناهی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 8 تیر 1395 :: نویسنده : ♥یه عاشق♥


( کل صفحات : 32 )    ...   4   5   6   7   8   9   10   ...   
درباره وبلاگ

چه بگویم که نگفتنم بهتر است ... زبان در دهان نگهبان سر است
گاهی اوقات سکوت خودش کاملا گویای همه چیزه
مدیر وبلاگ : ♥یه عاشق♥
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
فال حافظ

کد تغییر شکل عکس ها

ساعت مچی زنانه و مردانه

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات