رویای خاموش
این وبلاگ با احترام فراوون تقدیم به کسی که شده همه امید من برا زندگی
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

از حوالی دلم که میگذری اهسته رد شو

با هــزار بدبخـتی دلتـنگیم را خوابـاند ه ام ...!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 17 خرداد 1394 :: نویسنده : ♥یه عاشق♥
 سلاااااام،
صبح سه شنبتون بخییییر

بیدارشین امروز و متفاوت رقم بزنید،
پر از احساس نشاط،
خوشی،
سر زندگی،
و جاری بودن...
درست مثل زنده رودمون که برگشته ...



در ادامه


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 5 بهمن 1395 :: نویسنده : ♥یه عاشق♥
دوستای هم وبلاگی من که تو بلاگفا عضوید
 الان سومین روزه که دارم تلاش میکنم براتون نظری بذارم تو وبلاگتون
 ولی متاسفانه بلاگفا پیغامی مبنی بر:

""ثبت متن تبلیغاتی امکان پذیر نیست""
رو میده...
منو عفو کنید اگه کامنتی از من نمیبینید بیادتون هستم
و هرروز در تلاشم برای اینکه بتونم تو وبلاگتون پیامی بذارم...





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 4 بهمن 1395 :: نویسنده : ♥یه عاشق♥


ستاره هایی كه هنوز رصد نشده اند، این ستاره های درخشان
همیشه زندگی بخش و نجاتگر بودند اما اینبار منتظر نجات بودند..!
خدایا
امروز و فردایم را
هرطور مےخواهے
نقاشے ڪن
به قلم رحمتت ایمان دارم






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 3 بهمن 1395 :: نویسنده : ♥یه عاشق♥


پرنده های مهاجر به اصفهان آیید،
خبر رسیده که آب زلال می آید،
دوباره رقص کنان پرکشید و بال زنید،
بساط پر ثمر عشق و حال می آید...






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 29 دی 1395 :: نویسنده : ♥یه عاشق♥

""سخنانی از جانب خدا""

عالم ز برایت آفریدم، گله کردی
از روح خودم در تو دمیدم، گله کردی

گفتم که ملائک همه سرباز تو باشند
صد ناز بکردی و خریدم،گله کردی

جان و دل و فطرتی فراتر ز تصور
از هرچه که نعمت به تو دادم، گله کردی

گفتم که سپاس من بگو تا به تو بخشم
بر بخشش بی منت من هم گله کردی

با این که گنه کاری و فسق تو عیان است
خواهان توأم، تویی که از من گله کردی

هر روز گنه کردی و نادیده گرفتم
با اینکه خطای تو ندیدم، گله کردی

صد بار تو را مونس جانم طلبیدم
از صحبت با مونس جانت، گله کردی

رغبت به سخن گفتن با یار نکردی
با این که نماز تو خریدم، گله کردی

بس نیست دگر بندگی و طاعت شیطان؟؟
بس نیست دگر هرچه که از ما گله کردی؟؟!

از عالم و آدم گله کردی و شکایت
خود باز خریدم گله ات را، گله کردی..


همیشه شکر گذار خدا باش
 و به آنچه داری قانع و شاد باش,


{{{{{شکرت خدا}}}}}






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 28 دی 1395 :: نویسنده : ♥یه عاشق♥
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 25 دی 1395 :: نویسنده : ♥یه عاشق♥


به نقل از خبرگذاری فارس:
وزارت نیرو در اطلاعیه‌ای اعلام کرد براساس مصوبه شورای هماهنگی
حوضه آبریز زاینده‌رود، رودخانه از ۲۸ دی ماه به مدت ۲۲ روز جاری خواهد بود

خبر خوش وزارت نیرو برای مردم و کشاورزان اصفهان؛
 رهاسازی آب در رودخانه زاینده رود از 28 دی

مدیر کل دفتر مدیریت به هم پیوسته منابع آب
 حوضه‌های آبریز فلات مرکزی در یازدهمین
 جلسه شورای هماهنگی حوضه آبریز زاینده رود :
به مدت 22 روز آب از سد زاینده رود به میزان 46 متر مکعب در ثانیه
 برای اراضی کشاورزی، رهاسازی می شود.
ذخیره سد زاینده رود به حدود 248 میلیون متر مکعب آب رسیده
که 78 میلیون متر مکعب آن بارش های دی است.
با توجه به ورودی  سد و متناسب با آبی که اواخر دی رها می شود،
در بهار نیز آب برای کشت بهاره رهاسازی می شود.






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 19 دی 1395 :: نویسنده : ♥یه عاشق♥


روزگاری رخ تو سوژه‌ی عکاسان بود
ازجلال تو ، نگاه همه سرگردان بود...

ولی امروز چه گویم ، که تو رفتی و عجب
رفتنت درنظر مردم شهر آسان بود...

به امید جاری شدن مجددِ زاینده رودمان







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 14 دی 1395 :: نویسنده : ♥یه عاشق♥
خانمم همیشه میگفت دوستت دارم
من هم گذرا میگفتم منم همینطور عزیزم...
ازهمان حرفایی که مردها از زنها میشنوندو قدرش رانمیدانند...
همیشه شیطنت داشت.
ابراز علاقه اش هم که نگو..آنقدر قربان صدقه ام میرفت که گاهی باخودم
میگفتم:مگر من چه دارم که همسرم انقدر به من علاقه مند است؟

یک شب کلافه بود،یادلش میخواست حرف بزند ،
میدانید همیشه به قدری کار داشتم که وقت نمیشه مفصل صحبت کنم،

من برای فرار از حرف گفتم:میبینی که وقت ندارم،من هرکاری میکنم
برای آسایش و رفاه توست ولی همیشه بد موقع مانندکنه به من میچسبی...


گفت کاش من در زندگیت نبودم تا اذیت نمیشدی
این را که گفت از کوره در رفتم،
گفتم خداکنه تا صبح نباشی...
بی اختیار این حرف را زدم..



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 14 دی 1395 :: نویسنده : ♥یه عاشق♥
رو هر بندش 1 دقیقه فکر کن

1. می دونی چرا شیشه ی جلوی ماشین انقدر بزرگه ولی
 آینه عقب انقدر کوچیکه؟ چون گذشته به اندازه آینده اهمیت نداره.
 بنابراین همیشه به جلو نگاه کن و ادامه بده.


2. دوستی مثل یک کتابه. چند ثانیه طول می کشه که
آتیش بگیره ولی سالها طول می کشه تا نوشته بشه


3. تمام چیزها در زندگی موقتی هستند.
 اگر خوب پیش می ره ازش لذت ببر، برای همیشه دوام نخواهند داشت.
 اگر بد پیش می ره نگران نباش، برای همیشه دوام نخواهند داشت


4. دوستهای قدیمی طلا هستند! دوستان جدید الماس.
 اگر یک الماس به دست آوردی طلا را فراموش نکن
چون برای نگه داشتن الماس همیشه به پایه طلا نیاز داری.


5. اغلب وقتی امیدت رو از دست می دی و فکر می کنی که این اخر خطه ،
 خدا از بالا بهت لبخند می زنه و میگه:
 آرام باش عزیزم ، این فقط یک پیچه نه پایان


6. وقتی خدا مشکلات تو رو حل می کنه تو به توانایی های او ایمان داری.
 وقتی خدا مشکلاتت رو حل نمی کنه او به توانایی های تو ایمان داره...!!!






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 13 دی 1395 :: نویسنده : ♥یه عاشق♥
حضرت سلیمان بعد از مرگ پدرش داود به رسالت و پادشاهی رسید
پس از خداوند خواست که همه جهان و موجودات آن و
 همه زمین و زمان و عناصر چهارگانه و جن و پری را بدو بخشد.

چون حکومت جهان بر سلیمان مسلم شد روزی از پیشگاه قادر مطلق خواست
 که اجازه دهد تمام جانداران را به صرف یک وعده غذا دعوت کند.

حق تعالی او را از این کار بازداشت و گفت:
رزق و روزی تمام جانداران عالم با اوست و سلیمان از عهده
 این کار بر نخواهد آمد؛ بهتر است زحمت خود زیاد نکند.



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 9 دی 1395 :: نویسنده : ♥یه عاشق♥
پسر کوچولو از مدرسه اومد و دفتر نقاشیش رو پرت کرد روی زمین،
بعد هم پرید بغل مامانش و زد زیر گریه!
مادر نوازش و آرومش کرد و خواست که بره،لباسش رو عوض کنه.
دفتر رو برداشت و ورق زد. نمره نقاشیش ده شده بود!
پسرک ، مادرش رو کشیده بود ، ولی با یک چشم!
و بجای چشم دوم ، دایره ای توپر و سیاه گذاشته بود!
معلم هم دور اون ، دایره ای قرمز کشیده بود و نوشته بود :
پسرم دقت کن!



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 8 دی 1395 :: نویسنده : ♥یه عاشق♥
اگر به جای گفتن:
دیوار موش دارد و موش گوش دارد،
بگوییم:
"فرشته ها در حال نوشتن هستند..."

نسلی از ما متولد خواهد شد که به جای
مراقبت مردم، "مراقبت خدا" را در نظر دارد!


قصه از جایی تلخ شد که در گوش یکدیگر با عصبانیت خواندیم:
بچه را ول کردی به امان خدا !
ماشین را ول کردی به امان خدا !
خانه را ول کردی به امان خدا !

و اینطور شد که "امان خدا" شد: مظهر ناامنی!
ای کاش میدانستیم امن ترین جای عالم، امان خداست....




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 7 دی 1395 :: نویسنده : ♥یه عاشق♥
شبلی مردِ عارفی بود که شاگردان زیادی داشت،
و حتی مردم عامه هم مرید او بودند و آوازه اش همه جا پیچیده بود،
روزی شبلی به شهری می رود آن زمان که عکس و بنر .... نبوده
 که همه همدیگر را بشناسند. شبلی به نانوایی رفته درخواست نان میکند
ولی چون لباس مندرس و کهنه ای به تن داشت نانوا به ایشان نان نداد.
 شبلی رفت. مردی که آنجا بود همشهری شبلی بود، به نانوا گفت:
 این مرد را میشناسی، گفت نه، گفت این شبلی بود.
نانوا گفت من از مریدان اویم. دوید دنبال شبلی که آقا من میخواهم با شما باشم.
 شاگرد شما باشم. شبلی قبول نکرد. نانوا گفت اگر قبول کنید
من امشب تمام آبادی را شام میدهم. شبلی قبول کرد، وقتی همه شام خوردند
 نانوا گفت شبلی من  سوالی دارم، گفت بپرس. گفت دوزخ یعنی چه؟

شبلی جواب داد دوزخ یعنی اینکه تو برای رضای خدا یک نان به شبلی ندادی
 ولی برای رضای دل شبلی یک آبادی را شام دادی.


به قول مولوی

پس عزا بر خود کنید ای خفتگان
زان که بد مرگی است این خواب گران






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 7 دی 1395 :: نویسنده : ♥یه عاشق♥
امروز بیشتر از هرزمانی دلتنگت شدم .
وقتی بیدار شدم تموم صحنه های 13 سال پیش جلوی چشمام زنده شدن.
 از اخبار تلویزیون ، زلزله بم، آمار کشته شدگان، تصاویر دلخراش از گوشه گوشه ی بم
گوشی های دردست ما و تماس هایی نافرجام...
 تماس هایی که با دلشوره فراوون گرفتیم ولی اونور خط جوابگویی نبود
چرا که  تو و دختر دوماهت سحر به خواب ابدی رفته بودین.
 اومدن بابا با اولین هواپیمای اونروز بطور اورژانسی،
پیدا کردن شما دوتا زیر آوار در حالی که سحر رو در بغل داشتی...
حکمت خدا رو میبینی از اون خونه فقط باید یه تکه سقف
بالای تخت شما میریخت؟؟؟ کل خونه سالم بمونه دوستاتون که شب
 اونجا خوابیدن همه زنده بمونن فقط شما برین؟؟؟ حکمت خدا این بود؟؟؟
 دقیقا شوهرت دوروز قبل بره ماموریت؟ سحر تو دوماهگی پر بکشه بره؟
تو تو20 سالگی پرپر شی؟؟؟ مادر35 ساله ت یه روزه بشه 50 ساله؟؟؟
ما به درک... جواب اون داداش کوچولوی10سالت که جونش
به جونت بسته بود رو میدونی چجوری دادیم؟؟؟
اشک برادر15 ساله ت رو
بعد یکماه با شیشه پستونک سحر تونستیم بلاخره درآریم
 بعد یه ماه سکوتش رو شکست و برات اشک ریخت...
روزای سختی بود. نبودنت خیلی سنگین بود. تموم محل برات سیاه پوش شدن ...
 ادامه بدم حرف زیاده خواهری فقط بدون هیچوقت فراموشت نکردیم...
 هیچوقت...
امروز از صبح با منی ...
تموم روز در کنارم حس ت کردم فقط نمیدونم چرا دلخوری...
 من بیوفایی نکردم بیوفا نباش و به دیدنم بیا...





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 5 دی 1395 :: نویسنده : ♥یه عاشق♥


( کل صفحات : 32 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ

چه بگویم که نگفتنم بهتر است ... زبان در دهان نگهبان سر است
گاهی اوقات سکوت خودش کاملا گویای همه چیزه
مدیر وبلاگ : ♥یه عاشق♥
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
فال حافظ

کد تغییر شکل عکس ها

ساعت مچی زنانه و مردانه

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic