پست ثابت

از حوالی دلم که میگذری اهسته رد شو

با هــزار بدبخـتی دلتـنگیم را خوابـاند ه ام ...!



[ یکشنبه 17 خرداد 1394 ] [ 04:11 ب.ظ ] [ ♥یه عاشق♥ ]

افکار و عمل...

مردی شبی را در خانه ای روستایی می گذراند...؛
پنجره های اتاق باز نمی شد .
نیمه شب احساس خفگی کرد و در تاریکی
 به سوی پنجره رفت اما نمی توانست آن را باز کند . 
با مشت به شیشه پنجره کوبید، هجوم هوای تازه را احساس کرد
و سراسر شب را راحت خوابید .
صبح روز بعد فهمید که شیشه کمد کتابخانه را شکسته است
 و همه شب، پنجره بسته بوده است...!
" او تنها با فکر اکسیژن، اکسیژن لازم را به خود رسانده بود...!!! "

افکار از جنس انرژی اند و انرژی، کار انجام میدهد...


[ چهارشنبه 4 اسفند 1395 ] [ 07:15 ب.ظ ] [ ♥یه عاشق♥ ]

زنگ تفکر...

 ابو علی سینا می گوید :
هر چیزی کمش دارو است
متوسطش غذا است
و زیادش سم است
حتی محبت کردن
این جمله بوعلی سینا را باید با طلا نوشت و هر منزلی نصب کرد

سه واقعیت محض:
۱- هیچ وقت با کسی بیشتر از جنبه اش شوخی نکن... حرمتها "شکسته" میشود.

۲- هیچ وقت به کسی بیشتر از جنبه اش خوبی نکن... تبدیل به "وظیفه" میشود.

۳ - هیچ وقت به کسی بیشتر از جنبه اش عشق نورز..."بی ارزش" میشی...

 از ذهن تا دهن فقط یک نقطه فاصله است...
پس تاذهنت را باز نکردی، دهنت را باز نکن.




[ چهارشنبه 27 بهمن 1395 ] [ 09:07 ق.ظ ] [ ♥یه عاشق♥ ]

کجان این رجبعلی ها...

رجبعلی خیاط یه مستاجری داشت که زن و شوهربودند
با 20 ریال اجاره

 بعدازچندوقت این زن وشوهرصاحب فرزندشدن
 رجبعلی به دیدنشون رفت و به مرد گفت:
" داداش جون فرزند دار شدی خرجت بالاتر رفته،
از این ماه به جای ۲۰ ریال ۱۸ ریال اجاره بده،
 ۲ ریالشم واسه فرزندت خرج کن،
 این ۲۰ریال رو هم بگیر اجاره ی ماه گذشته ایه که بهم دادی،
هدیه ی من باشه برای قدم نوزادت "


 تو دوره زمونه الان
 کرایه هارو با فرزنددار شدن مردم بالا میبرن...


[ سه شنبه 26 بهمن 1395 ] [ 09:38 ق.ظ ] [ ♥یه عاشق♥ ]

سخت است نبودنت...

روزهای بودنت خوش بود، اما بی وفا...
لحظه‌ها طی شد، چه زود و، میروی حالا کجا؟!
میروی؟! باشد، قبول! اما فقط این را بدان،
در نبودت میرود از شهر، یک دنیا صفا...


[ یکشنبه 24 بهمن 1395 ] [ 03:30 ب.ظ ] [ ♥یه عاشق♥ ]

شب آخر...

تعدادی از شهروندان اصفهانی دیشب در آخرین وقت های
 جریان زاینده رود کنار آن جمع شدند و شمع روشن کردند...



[ یکشنبه 24 بهمن 1395 ] [ 03:24 ب.ظ ] [ ♥یه عاشق♥ ]

اصفهان در زمستان...

اینم اصفهان در روزای سرد و زیبای زمستونیش
""پیست دهاقان""


""پیست فریدونشهر""




در ادامه...
[ دوشنبه 18 بهمن 1395 ] [ 09:38 ق.ظ ] [ ♥یه عاشق♥ ]

عزیزانی گرانبها...



در عوض همه نداشته هایمان
 گاهی عزیزانی داریم که به یک دنیا نداشتن
بعضی چیزهای دیگر می ارزند
خودشان،رفاقتشان،مرامشان،وجودشان
""خدایا به خاطر داشتنشان شکر""



[ دوشنبه 11 بهمن 1395 ] [ 09:33 ق.ظ ] [ ♥یه عاشق♥ ]

زیر پل خواجو...



زیر ستون های خواجو،
وقتی آب در بستر رودخانه جریان دارد،
زندگی نیز جریان دارد،
هرشب، جشن و شادی و آواز برپاست،
به صرف لبخند و فیلم برداری!


[ دوشنبه 11 بهمن 1395 ] [ 09:21 ق.ظ ] [ ♥یه عاشق♥ ]

میهمان مهاجران...



سفره زاینده رود گسترده شد
پرندگان مهاجر هم به همراه زاینده رود به میهمانی اصفهان آمدند



[ دوشنبه 11 بهمن 1395 ] [ 09:18 ق.ظ ] [ ♥یه عاشق♥ ]

زاینده رود ترخیص شد...



زاینده رود مرده ام بار دگر هم جان گرفت،
بهمن برای دردمان، یک نسخه ی درمان گرفت!

در این زمستان و خزان، در فصل باران و جنون،
لبهای خشک اصفهان، بوی نم باران گرفت.

بر چهره های غم زده، لبخند گرمی سرزده،
درد غم و آشفتگی، در جوشش سامان گرفت.

پل ها ترک برداشته، از داغ دوری و فراق،
شکر خدا، زاینده رود ترخیص از زندان گرفت!

رگهای خشک اصفهان پر شد ز خون زندگی،
وقتی که قلب اصفهان با این تپش ها جان گرفت...
" زهرا سادات احمدی"






[ چهارشنبه 6 بهمن 1395 ] [ 09:45 ق.ظ ] [ ♥یه عاشق♥ ]

زاینده رود زنده شد...

 سلاااااام،
صبح سه شنبتون بخییییر

بیدارشین امروز و متفاوت رقم بزنید،
پر از احساس نشاط،
خوشی،
سر زندگی،
و جاری بودن...
درست مثل زنده رودمون که برگشته ...


در ادامه
[ سه شنبه 5 بهمن 1395 ] [ 08:40 ق.ظ ] [ ♥یه عاشق♥ ]

مشکل بلاگفا...

دوستای هم وبلاگی من که تو بلاگفا عضوید
 الان سومین روزه که دارم تلاش میکنم براتون نظری بذارم تو وبلاگتون
 ولی متاسفانه بلاگفا پیغامی مبنی بر:

""ثبت متن تبلیغاتی امکان پذیر نیست""
رو میده...
منو عفو کنید اگه کامنتی از من نمیبینید بیادتون هستم
و هرروز در تلاشم برای اینکه بتونم تو وبلاگتون پیامی بذارم...



[ دوشنبه 4 بهمن 1395 ] [ 09:00 ق.ظ ] [ ♥یه عاشق♥ ]

ستاره های رصد نشده...



ستاره هایی كه هنوز رصد نشده اند، این ستاره های درخشان
همیشه زندگی بخش و نجاتگر بودند اما اینبار منتظر نجات بودند..!
خدایا
امروز و فردایم را
هرطور مےخواهے
نقاشے ڪن
به قلم رحمتت ایمان دارم




[ یکشنبه 3 بهمن 1395 ] [ 08:41 ق.ظ ] [ ♥یه عاشق♥ ]

به اصفهان آیید...



پرنده های مهاجر به اصفهان آیید،
خبر رسیده که آب زلال می آید،
دوباره رقص کنان پرکشید و بال زنید،
بساط پر ثمر عشق و حال می آید...




[ چهارشنبه 29 دی 1395 ] [ 08:26 ق.ظ ] [ ♥یه عاشق♥ ]

سخنان خدا...


""سخنانی از جانب خدا""

عالم ز برایت آفریدم، گله کردی
از روح خودم در تو دمیدم، گله کردی

گفتم که ملائک همه سرباز تو باشند
صد ناز بکردی و خریدم،گله کردی

جان و دل و فطرتی فراتر ز تصور
از هرچه که نعمت به تو دادم، گله کردی

گفتم که سپاس من بگو تا به تو بخشم
بر بخشش بی منت من هم گله کردی

با این که گنه کاری و فسق تو عیان است
خواهان توأم، تویی که از من گله کردی

هر روز گنه کردی و نادیده گرفتم
با اینکه خطای تو ندیدم، گله کردی

صد بار تو را مونس جانم طلبیدم
از صحبت با مونس جانت، گله کردی

رغبت به سخن گفتن با یار نکردی
با این که نماز تو خریدم، گله کردی

بس نیست دگر بندگی و طاعت شیطان؟؟
بس نیست دگر هرچه که از ما گله کردی؟؟!

از عالم و آدم گله کردی و شکایت
خود باز خریدم گله ات را، گله کردی..


همیشه شکر گذار خدا باش
 و به آنچه داری قانع و شاد باش,


{{{{{شکرت خدا}}}}}




[ سه شنبه 28 دی 1395 ] [ 09:07 ق.ظ ] [ ♥یه عاشق♥ ]