پست ثابت

از حوالی دلم که میگذری اهسته رد شو

با هــزار بدبخـتی دلتـنگیم را خوابـاند ه ام ...!



[ یکشنبه 17 خرداد 1394 ] [ 04:11 ب.ظ ] [ ♥یه عاشق♥ ]

پاییز در اصفهان...

به تشویق استاد و عموی عزیزم بر آن شدم تعدادی عکس
از زیبایی وطنم اصفهان برایتان تحفه آورم...
امید که خوشتان آید...
پارک ناژوان






ادامه مطلب
[ پنجشنبه 18 آذر 1395 ] [ 09:53 ق.ظ ] [ ♥یه عاشق♥ ]

بفرمایید...



به به بفرمایید دوغ و گوشفیل
یعنی لذتی که خوردن دوغ و گوشفیل برای یه اصفهانی داره،
از لذت خوردن قهوه ی ترک تو یه کافی شاپ چندستاره هم بیشتره!



[ پنجشنبه 18 آذر 1395 ] [ 09:19 ق.ظ ] [ ♥یه عاشق♥ ]

به امید بازگشت زاینده رود...



باران زد و جوانه ای از خاک خشکت برآمد،
میخواست بگوید: اگر پائیز است و زمستان در راه است،
اصفهان با زنده رود جاری، همیشه بهاریست...

به امید بازگشتت...





[ پنجشنبه 18 آذر 1395 ] [ 09:16 ق.ظ ] [ ♥یه عاشق♥ ]

حکایت آموزنده...

فقیری به ثروتمندی گفت:
اگر من در خانه ی تو بمیرم،
با من چه می کنی؟

ثروتمند گفت:
تو را کفن میکنم و به گور می سپارم.
فقیر گفت:
امروز که هنوز هم زنده ام، مرا پیراهن بپوشان،
و چون مُردم، بی کفن مرا به خاک بسپار ....!


حکایت بالا حکایت بسیاری از ماست؛
که تا زنده ایم قدر یکدیگر را نمیدانیم ولی بعد از مردن هم،
 میخواهیم برای یکدیگر سنگ تمام بگذاریم.




[ چهارشنبه 17 آذر 1395 ] [ 09:14 ق.ظ ] [ ♥یه عاشق♥ ]

حرف حساب...

محله ما یک رفتگر دارد،
صبح که با ماشین از درب خانه خارج می شوم سلامی گرم میکند
و من هم از ماشین پیاده می شوم
و دستی محترمانه به او می دهم ،  
حال و احوال را می پرسد
و مشغول کارش می شود....

همسایه طبقه زیرین ما نیز دکتر جراح است ،
گاهی اوقات که درون آسانسور می بینمش سلامی میکنم
و او فقط سرش را تکان می دهد
و درب آسانسور باز نشده
برای بیرون رفتن خیز می کند!

به شخصه اگر روزی برای زنده ماندن
نیازمند این دکتر شوم ،
جارو زدن سنگ قبرم به دست آن رفتگر ،
بشدت لذت بخش تر از طبابت آن دکتر

برای ادامه حیاتم است.
 
"تحصیلات مطلقا هیچ ربطی به شعور افراد ندارد."



[ چهارشنبه 17 آذر 1395 ] [ 09:11 ق.ظ ] [ ♥یه عاشق♥ ]

مهربان باشیم...

هر روز را با یک لبخند، آرامش خیال، خونسردی و
قلبی سرشار از قدردانی از خدا آغاز کنید ...


زندگی یعنی اعتماد کردن به احساسات،
استفاده از فرصت ها ،
درس گرفتن از گذشته ،
و درکِ اینکه همه چیز تغییر خواهد کرد.

بیاموزید به همگان احترام بگذارید.
چون هر کسی در حال مبارزه با کارزار زندگی‌اش است….

همه ما مشکلات، گرفتاریها و دغدغه های خود را داریم.
اما در ورای آن کشمکش‌ها، ناگفته‌های بسیاری پنهان است،
هم برای من، هم برای شما، هم دیگران….

پس با همه مهربان باشید




[ دوشنبه 15 آذر 1395 ] [ 08:47 ق.ظ ] [ ♥یه عاشق♥ ]

قلبمان مرده...

قلب هایمان به ده دلیل مرده است:

اول : خدا را شناختیم ولیکن حقش را ادا نکردیم..
دوم : گمان بردیم که پیامبر خدا رو دوست داریم سپس سنتش را ترک نمودیم..
سوم : قرأن را قرائت کردیم ولی بدان عمل نکردیم..
چهارم : نعمت خدا را خوردیم ولی شکرش را بجا نیاوردیم..
پنجم : گفتیم شیطان دشمن ماست ولی با او در امور توافق کردیم..
ششم : گفتیم بهشت حق است ولی برای رسیدن به آن کوشش نکردیم..
هفتم : گفتیم جهنم حق است ولی از آن نگریختیم.
هشتم : دانستیم مرگ حق است اما برای آن آماده نشدیم.
نهم : به عیب مردم مشغول گشتیم و عیب خویش را فراموش کردیم.
و دهم : مردگانمان را دفن کردیم ولی عبرت نگرفتیم...




[ دوشنبه 15 آذر 1395 ] [ 08:41 ق.ظ ] [ ♥یه عاشق♥ ]

تلنگر...

متاهل ها میخواهند طلاق بگیرند،
مجردها دوست دارند ازدواج کنند!
کودکان میخواهند زود بزرگ شوند،
بزرگتر ها دوست دارند به دوران کودکی برگردند!
شاغلان از شغلشان مینالند،
بیکارها دنبال شغلند!
فقرا حسرت ثروتمندان را میخورند،
ثروتمندان از دغدغه مینالند!
افراد مشهور از چشم مردم قایم میشوند،
مردم عادی میخواهند مشهور شوند!
سیاه پوستان دوست دارند سفید پوست شوند،
سفید پوستان خود را برنزه میکنند...!

هیچ کس نمیداند تنها فرمول خوشحالی این است؛
"قدر داشته هایت را بدان و از آنها لذت ببر"




[ یکشنبه 14 آذر 1395 ] [ 04:27 ب.ظ ] [ ♥یه عاشق♥ ]

مادر قهرمان...

 ادیسون به خانه بازگشت یادداشتی به مادرش داد، گفت :
این را آموزگارم داد گفت فقط مادرت بخواند،
مادر در حالی که اشک در چشمان داشت برای کودکش خواند:

"فرزند شما یک نابغه است و این مدرسه برای او کوچک است
 آموزش او را خود بر عهده بگیرید"

 
سالها گذشت مادرش درگذشت

روزی ادیسون که اکنون بزرگترین مخترع قرن بود در گنجه ی خانه
خاطراتش را مرور میکرد برگه ای در میان شکاف دیوار
 او را کنجکاو کرد آن را در آورده و خواند،


نوشته بود:کودک شما کودن است از فردا او را به مدرسه راه نمی دهیم.
 ادیسون ساعتها گریست و در خاطراتش نوشت:


"توماس ادیسون کودک کودنی بود که
 توسط یک ♥مادر قهرمان♥ نابغه شد."

 


[ سه شنبه 9 آذر 1395 ] [ 09:20 ق.ظ ] [ ♥یه عاشق♥ ]

درحال زندگی کن...

وقتی چیزی در حال تمام شدن باشد،عزیز می شود !

یک لحظه آفتاب در هوای سرد غنیمت می‌شود...

خدا در مواقع سختی ها تنها پناه می‌شود...

یک قطره نور در دریای تاریکی همه‌ی دنیا می‌شود...

یک عزیز وقتی که از دست رفت همه کس می‌شود...

پاییز وقتی که تمام شد٬ به نظر قشنگ و قشنگ‌تر می‌شود!

و ما همیشه دیر متوجه می شویم که

""در زمان حال زندگی کنیم""




[ سه شنبه 9 آذر 1395 ] [ 09:19 ق.ظ ] [ ♥یه عاشق♥ ]

پرواز یا پرتاب...

از حکیمی پرسیدند:
چرا از کسی که اذیتت می کند
 انتقام نمی گیری؟
با خنده جواب داد:
آیا حکیمانه است  بدی را با بدی جواب دهی

میان پرواز تا پرتاب تفاوت از زمین تا آسمان است .
پرواز که کنی، آنجا میرسی که خودت می خواهی .
پرتابت که کنند ، آنجا می روی که آنان می خواهند .

پس پرواز را بیاموز...!!!
پرنده ای که "پرواز" بلد نیست،
به "قفس" میگوید....
"تقدیر"




[ سه شنبه 9 آذر 1395 ] [ 09:17 ق.ظ ] [ ♥یه عاشق♥ ]

یه چیزایی...

ﯾﻪ ﭼﯿﺰﺍﯾﯽ ﺍﮔﻪ ﺑﺸﮑﻨﻪ ...
ﺑﺎ ﻫﯿﭻ ﭼﺴﺒﯽ ﻧﻤﺸﯿﻪ ﺩﺭﺳﺘﺶ ﮐﺮﺩ ...  ﻣﺜﻞ ﺩﻝ ﺁﺩﻣﺎ
ﯾﻪ ﭼﯿﺰﺍﯾﯽ ﺍﮔﻪ ﺑﺮﯾﺰﻩ ...
ﺑﺎ ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰﯼ ﻧﻤﯿﺸﻪ ﺟﻤﺶ ﮐﺮﺩ ... ﻣﺜﻞ ﺁﺑﺮﻭ
ﯾﻪ ﭼﯿﺰﺍﯾﯽ ﺭﻭ ﺍﮔﻪ ﺑﺨﻮﺭﯼ ...
ﺑﺎ ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰﯼ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﯽ ﺑﺮﯾﺰﯾﺶ ﺑﯿﺮﻭﻥ ... ﻣﺜل ﻣﺎﻝ ﺑﭽﻪ ﯾﺘﯿﻢ
ﯾﻪ ﭼﯿﺰﺍﯾﯽ ﺭﻭ ﺍﻭﻧﺠﻮﺭﯼ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﻗﺪﺭﺷﻮ ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﯽ .. ﻣﺜﻞ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭ
ﯾﻪ ﭼﯿﺰﺍﯾﯽ ﺭﻭ ﻧﻤﯿﺸﻪ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺩﺍﺩ... ﻣﺜﻞ ﮔﺬﺷﺘﻪ
ﯾﻪ ﭼﯿﺰﺍﯾﯽ ﺭﻭ ﺑﺎ ﻫﯿﭻ پوﻟﯽ ﻧﻤﯿﺸﻪ ﺧﺮﯾﺪ... ﻣﺜﻞ ﻣﺤﺒﺖ
ﯾﻪ ﭼﯿﺰﺍﯾﯽ ﺭﻭ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩ ...ﻣﺜﻞ ﺩﻭﺳﺖ ﻭﺍﻗﻌﯽ
ﯾﻪ ﭼﯿﺰﺍﯾﯽ ﺭﻭ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﻢ ﺗﺤﻤﻞ ﮐﻨﻢ...ﻣﺜﻞ ﺁﺩﻣﺎﯼﭼﺎپلوﺱ ﻭ ﺩﺭﻭﻏﮕﻮ
ﯾﻪ ﭼﯿﺰﺍﯾﯽ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﻧﺪﺍﺭﻩ ﺍﻣﺎ ﺧﯿﻠﯽ ﺣﺎﻝ ﻣﯿﺪﻩ... ﻣﺜﻞ ﺧﻨﺪﯾﺪﻥ
ﯾﻪ ﭼﯿﺰﺍﯾﯽ ﺧﯿﻠﯽ ﮔﺮﻭﻧﻪ...ﻣﺜﻞ ﺗﺎﻭﺍﻥ
ﯾﻪ ﭼﯿﺰﺍﯾﯽ ﺧﯿﻠﯽ ﺗﻠﺨﻪ... ﻣﺜﻞ ﺣﻘﯿﻘﺖ
ﯾﻪ ﭼﯿﺰﺍﯾﯽ ﺧﯿﻠﯽ ﺳﺨﺘﻪ...ﻣﺜﻞ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻮﺩﻥ
ﯾﻪ ﭼﯿﺰﺍﯾﯽ ﺧﯿﻠﯽ ﺯﺷﺘﻪ... ﻣﺜﻞ ﺧﯿﺎﻧﺖ
ﯾﻪ ﭼﯿﺰﺍﯾﯽ ﺧﯿﻠﯽ ﺑﺎ ﺍﺭﺯﺷﻪ...ﻣﺜﻞ ﻋﺸﻖ
ﯾﻪ ﭼﯿﺰﺍﯾﯽ ﺗﺎﻭﺍﻥ ﺩﺍﺭﻩ... ﻣﺜﻞ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ
ﯾﻪ ﭼﯿﺰﺍﯾﯽ ﺭﻭ ﻧﻤﯿﺸﻪ ﮔﻔﺖ... ﻣﺜﻞ .......
ﻭ ﯾﻪ ﭼﯿﺰﯼ نه بهتره بگم یه کسی
 ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻫﻮﺍﻣﻮﻥ ﺭﻭ ﺩﺍﺭﻩ ....
که مثل نداره....



[ شنبه 6 آذر 1395 ] [ 10:44 ق.ظ ] [ ♥یه عاشق♥ ]

سکوت بهتر است...

چقدر تو زندگی دیدیم و سکوت کردیم؟؟؟؟؟
چقدر اتفاقات را دیدیم و انگار ندیدیم؟؟؟؟
چقدر آدما رو ندیده و نشنیده قضاوت کردیم؟؟؟؟

اگه میخوای تو زندگیت به آرامش درون برسی
از امروز تصمیم بگیر هیچ کس را قضاوت نکنی

حدیث امام علی همیشه گفته شده اگه شب دیدی کسی خطایی کرده
فردا به اون چشم نگاش نکن شاید توبه کرده


پس واقعا بیاییم دیگران را قضاوت نکنیم
و هرچی دیدید را ندیده بگیرید

سکوت کنیم
سکوت کردن بهتر از قضاوت نابجاست...



[ شنبه 6 آذر 1395 ] [ 10:42 ق.ظ ] [ ♥یه عاشق♥ ]

رایحه ی حرف ها...

مواظب رایحه حرفهایمان باشیم؛

حرفها رایحه دارند ، بو دارند ،عطر دارند …
رایحه حرفهایمان تا ساعتها روی جان و تن می نشیند …
تا مدتها در فضا میماند ….
تا سالها در خاطره ها جا خوش میکند …
عطر حرفهایمان ، هر چه باشد تند و تلخ،
گرم و
شیرین، تیز و شورانگیز ،آرام و روح انگیز و…
ما را، در خاطره ها به یاد می آورد…

شمیم رایحــه حرفهــایـت را انتخـاب کن؛

بــدان که بــه یــاد میمــاننـــد…!




[ چهارشنبه 3 آذر 1395 ] [ 10:24 ق.ظ ] [ ♥یه عاشق♥ ]

دقت کن...

اگر در دل کسی جایی نداری، فرش زیر پایش هم نباش...

جایی که بودن و نبودنت هیچ فرقی ندارد، نبودنت را انتخاب کن.
 اینگونه به بودنت احترام گذاشته‌ای...

محبوب همه باش، معشوق یکی.
مهرت را به همه هدیه کن، عشقت را به یکی...

با هر رفتنی اشک نریز و با هر آمدنی لبخند نزن؛
شاید آنکه رفته باز گردد و آنکه آمده برود...
و آنقدر محکم و مقتدر باش که با این محبت‌ها و بی‌مهری‌ها زمین‌گیر نشوی...

لازم است گاهی در زندگی، بعضی آدمها را گم کنی تا خودت را پیدا کنی ...
بعضی از آدمها را باید دوست داشت،
اما بعضی‌ها را فقط باید داشت...



[ چهارشنبه 3 آذر 1395 ] [ 10:21 ق.ظ ] [ ♥یه عاشق♥ ]